من اومدم
سلامی گرم به همه ی دوستای عزیز
شرمنده این ۵ ماه نبودم ولی سعی میکنم از این به بعد باشم
سلامی گرم به همه ی دوستای عزیز
شرمنده این ۵ ماه نبودم ولی سعی میکنم از این به بعد باشم
پرسوزترین گدازه از عشق بگیر
در هر نفسی که می تپی ای دل من
یادت نرود اجازه از عشق بگیر
طزه ی پریشانش دیدم و به دل گفتم این همه پریشانی بر سر پریشانی
بی وفا نگار من می کند به کار من خنده های زیر لب عشوه های پنهانی
دین و دل به یک دیدن باختیم وخرسندیم در قمار عشق ای دل کی بود پریشانی
خانه ی دل ما را از کرم عمارت کن پیش از ان که این خانه رو نهد به ویرانی
ما سیه گلیمان را جز بلا نمی شاید بردل بهایی نه هر بلا که بتوانی
فصل سرما مرده است٬ اما بهارانم کجاست
موقع بشگفتن است٬ باد نیایش گر چه شد؟
از برای غنچه کردن٬ آب بارانم کجاست
رونق خورشید تا کی خفته زیر ابر ها ؟!
نور زیبای طلوع صبح گاهانم کجاست
میتپپم عمریست سرگردان به دنبال هنر
طبع سرشار از غزل های فراوانم کجاست
شعر اوقیانوس مواج ایست با صد ها خروش
غرق امواجش شدم٬ تا بحر آرامم کجاست
در سکوت یک نگاهش٬ صد معما گفت به من
یک سخن از عشق بود ٬و رمز جانانم کجاست
رهنمای کن مرا جانا بسوی شهر نور
خسته ام از ظلمت شب ٬صبحگاهانم کجاست
خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي کنه خدا رو دوست دارم چون هيچ کسي رو *ايگنور* نمي کنه خدا رو دوست دارم چون ، خداست
عمراً اينارو بدوني....... 1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت 2- صداي اردک اکو ندارد 3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 4- مورچه ها نمي خوابند 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6- کد کشور روسيه 007 است 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند
سه کبريت روشن ميکنم اولی براي ديدنه چشمانت دومی براي ديدن لبانت سومی براي ديدن صورتت بعد تاريکی، تا هر چه ديده ام به ياد بياورم
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .
چقدر سخته گل آرزوهايت را تو باغ ديگه اي ببيني و هزاربار تو خودت بشکني و آرام زير لبت بگي گل من باغچه ي نو مبارک.